|
بوی باران ، بوی سبزه ، بوی خاک ،
همیشه قبل از عید رو بیشتر از خود عید دوست داشتم . همه جا شلوغه ، همه تا دیر وقت مشغول خرید عیدن ، خیابونا یه حال و هوای دیگه دارن ، کارگرای شهرداری همه جا مشغول رنگ کردن جدولای خیابونها و نرده های پل ها هستند ، شیرینی فروشیها پر از مردمی هستند که شیرینی عیدشون رو می خرن و . . . انگار شهر زنده ست . هوا هم که فوق العادهست ، هر روز هوا دو نفره ست خونه تکونیش هم یه جور دیگه با حاله . . . تو بالکن همه خونه ها لباس و فرش و پرده و از این چیزاست تا زیر آفتاب کم جون زمستون خشک شه .
بعضیا مثل من واای ولی چند روز پیش آکواریم فرزاد رو آبش رو عوض کردیم اگه بدونین چقدر خوش گذشت ، آقا این ماهیا رو مگه می شد گرفت ! یه cat fish زشته بد رنگ دارن که از بس خورده مثل قورباغه شده ، انقدرم تنبله که نگو ولی موقع گرفتنش همچین از این ور به اون ور میرفت که نمی دونین . شستن آکواریم و سنگ هاش هم واسه خودش ماجرایی بود . . . پهن شده بودیم وسط حموم به آب بازی . . . سارامون خیلی وسواسیه ، دقیقا تا یه ربع قبل سال تحویل مشغول تمیز کردن کمد و کشو های اتاقشه ! نه به شوریه اون و نه به بی نمکی من ! مرد جون و بابا هم که جمعه رفتن شیراز و من دلم براش یه ذره شده و چون اونجا به اینترنت دسترسی نداره . . . از طرف فرزاد : ( منم دلم واسه یه لحظه دیدنت قیلی ویلی میره فندقم ) از خودم ننوشتم هاااا ، خودش گفت اینو بنویسم امیدوارم سال جدید برای شما دوستای گلم هانی دوستت دارم بیشتر و بیشتر و بیشتر از همیشه . . . xoxo
باز کن پنجره ها را ، که نسیم
گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ماهش را داد ! گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد ! وقت رفتن همه را می بوسید ، به من از دور نگاهش را داد ! یادگاری به همه داد و به من، انتظار سر راهش را داد !!
بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی میدونم خوب می دونی تو تار و پود و ریشمی تو كه از دنیا گذشتی واسه یك خنده ی من چرا من نگذرم از یه پوست و خون به اسم تن تو خیالمم نبود دوباره عاشقی كنم ممنونم اجازه دادی با تو زندگی كنم نمی دونم چی بگم كه باورت شه جونمی توی این كابوسه درد ، رویای مهربونمی می دونی با تو ، پرم از شعر و ستاره می دونی بی تو ، لحظه حرمتی نداره می دونی در تو ، این خدا بوده كه تونسته گل عشقو بكاره وقتی حتی پیشمی دلم برات تنگ می شه باز عشق تو تو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز به جون خودت كه بی تو از نفس هم سیر می شم نمی دونم چی میشه بد جوری گوشه گیر می شم ممنونم كه بچه بازیهامو طاقت می كنی هرچه قدر بد می شم اما تو نجابت می كنی هر كجای دنیا باشم با منی و در منی نگران حال و روزم بیشتر از خود منی می دونی با تو ، پرم از شعر و ستاره می دونی بی تو ، لحظه حرمتی نداره می دونی در تو ، این خدا بوده كه تونسته گل عشقو بكاره
اتوبوس شکل بالا در حال حرکت به کدام سمت است ؟!
هانی امروز احساس می کنم بیشتر از همیشه دوست دارم !
یه حس عجیبی دارم ، با اینکه دیروز دیدمت بد جوری دلتنگتم ، امروز کاملا مطمئن هستم که حتی ۱ ثانیه هم نمی تونم بدون تو زندگی کنم . حرفهای دیشبمون و رفتار پر از مهر و محبت امروزت بیشتر از همیشه به آینده امیدوارم کرد . من کنار تو خوشبخت ترینم . از همین الان می خوام کمکم کنی ، می خوام کمکت کنم تا همه چیز درست بشه من و تو تا ابد مال همیم . . . پسر کوچولوی من ، عاشقتم . . .
ببینین چه گل خوشگلی واسم خریده عزیزترینم اسم منو روش نوشتن !! مرسی هانی . . . فدات بشم . چقدر تو با احساسی آخه ؟! دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم دوست دارم . . . xoxo
امروز سه شنبه ست ، اول اسفند . یک هفته ست که امتحانای من تموم شده و دقیقا یک هفته ست که مشغول گشت و گذارم 29 بهمن روز تولد عشق من بود ، فرزاد عزیزم قلب عاشق من با یه دنیا احساس و اشتیاق تولدت رو تبریک می گه ، الهی همیشه سلامت و موفق باشی عزیز دلم وااااای حدس بزنین من برای ولنتاین چه هدیه ای گرفتم ؟؟؟!!!! من که واقعا سورپریز شدم . . . یه گوشی w300i !! وای . . . اگه بدونین چقدر خوشگله ، عکسش رو براتون می ذارم . . . رنگ گوشی من مشکی ، فوق العاده قشنگه و دوسش دارم . مرسی مرسی مرسی مرسی فرزاد جونم ، خیییییلی دوست دارم عزیزم . . . خیلی زیاد xoxo |
About![]()
در زمینی که ضمیر من و توست ، Archivesفروردین 1388بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 Links
لوبیا
آموزش الکترونیک
از خدا صدا نمی رسد ! |